تبليغاتX
آنتی سرخابی

آنتی سرخابی

رویای هوادار بیست میلیونی

تهران، ۱۳میلیون نفر و آزادی خالی از هوادار

همیشه تیمهای به اصطلاح بزرگ پایتخت خود را پرهوادارترین تیمهای آسیا وحتی جهان میدانند.جالب اینجاست که رقم آن را بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست میلیون نفر تخمین زده اند(بر گرفته از مرکز آمار آب دوغ خیاری)

خیلی از شماها تا به حال این ادعاها به گوشتان خورده و با آن کنار آمدید.ولی یک نفر نیست بگه عموجون شما که این همه هوادار دارید،چرا بازیهای تیمتان در ورزشگاه آزادی با بیست الی سی هزار هوادار انجام میشه.کلانشهر تهران با جمعیت ۱۳میلیونی خود قادر نیست صد هزار هوادار بازیهای این دو تیم را تغذیه کند.جالب اینجاست که هر چه به جلو پیش میرویم شهرستانیها از بازیهای خانگی تیم شهرشان در مقابل این دو تیم نیز استقبال نمیکنند و ورزشگاههای کوچک آنها هم تکمیل نمیشود.

آنها شهر ۵میلیونی بارسلون با میانگین ۱۰۰هزار هوادار در هر بازی تیمشان را نمیبیند و خود را پرهوادارترین تیم جهان میدانند.البته از این مثالها فراوان داریم ولی وقتی آدم رو داشته باشه در حد سنگ پای قزوین،شما هزار مثال دیگر نیز بیاورید تاثیری ندارد.خدا را شکر شهرستانیها هم محدوده فکری خود را وسعت بخشیدند و به دور از تعصبات مضحک وپوشالی،روی به تیمهای شهر خودآورده اند.یک شهرستانی باید به این موضوع بیاندیشد که اگر زمانی دو تیم مسخره پایتخت برای بازی با تیم شهرشان به دیارشان برود هوادار کدام تیم میشود.آیا متعصب و وطن پرست است و تیم خود را تنها نمیگذارد یا بی غیرت است و برای دشمنشان دستمال!!!!!!!!!!! تکان میدهد.هوادار شهرستانی باید به این موضوع فکر کند چرا تماشاگر تهرانی با این همه هزینه و تبلیغاتی که از سوی صدا وسیما وروزنامه ها برای تیمش میشود از بازیهای تیمش استقبال نمیکند ولی او خود را عاشق سینه چاک آنها میداند.علتش فقط عقده حقارت و قهرمانی است وبس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 12:41  توسط تیفوسی شمال  | 

بدون شرح!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 22:10  توسط کمال   | 

پدر خوانده

سازمان تربیت اسپس

یا سازمان تربیت بدنی؟!

در نظام ورزشی مملکت ما سازمان تربیت بدنی نقش پدر همه فدراسیونها و ورزش استانها را برعهده داردو به نوعی رییس این سازمان باید جوابگوی عملکرد ورزشکاران ما در میادین بین المللی و مهمتر از همه المپیک باشد.

ولی ظاهرا این سازمان رسالت خطیر خود را فراموش کرده و فقط تیمهای استقلال و پرسپولیس برایش مهم است و به نوعی کل ورزش مملکت را فدای یک خال  موی این دو دوردانه اش کرده است.

آیا براستی تاثیر این دو تیم برورزش مملکت از همه تیمها و رشته های دیگر بیشتر است؟

آیا کسی از تاریخ آخرین قهرمانی این دو تیم در آسیا خبر دارد؟

آیا کسی از بودجه تخصیص یافته برای این دو تیم توسط سازمان خبر دارد؟

۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ریال.آری درست فهمیدید.بودجه سالانه این دو تیم هشت میلیارد تومان میباشد.

حالا برای مثال به تیمهای بعضی استانها نگاه میندازیم.

خراسان رضوی: با ابومسلم و پیام هر دوشنبه شب اسباب خنده فردوسی پور را فراهم میکنند.(برای فردوسی پور هم دارم. به موقعش)

مازندران:نساجی و شموشک سالهاست به خاطر بی پولی از لیگ برتر دور مانده اند و در لیگ یک دست وپا میزنند

مرکزی:با آن پتانسیل قوی و کارخانه های معروفش قربانی سیستم غلط خصوصی سازی شده و از سطح اول فوتبال مملکت دور مانده و شن سا ناامیدانه به لیگ یک مینگرد.

فارس:آیا براستی جایگاه برق شیراز با آن پیشینه اش در لیگ یک میباشد؟

براستی چرا ۵۰درصد استانهای ما حتی در لیگ یک هم نماینده ندارند؟

اگر به طرحهای نیمه تمام کشورمان نگاهی بیاندازیم متوجه میشویم که وقت آن رسیده این دو تیم از زیر چتر حمایتی سازمان تربیت بدنی بیرون آمده و به بخش خصوصی واگذار شود و پول بیت المال برای هیچ و پوچ به هدر نرود

به امید روزی که سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال به همه تیمهای این مملکت به یک چشم بنگرند و حق کسی پایمال نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 1:31  توسط تیفوسی شمال  | 

علی دای روی نیمکت سوراخپولیس

 
 
علی دایی روی نیمکت سوراخپولیس
 
 
 
سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا در گزارشی به بررسی حضور علی دایی به عنوان سرخر روی نیمکت سوراخسپولیس پرداخت.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در این گوزآرش آمده است:
درست در روز مقرر علی دايی در جلسه مطبوعاتی باشگاه سوراخسپولیس حاضر شد و بعد از غیبتی 9 ماهه گفت که انگيزه كار در سوراخسپوليس(فقط پول) باعث بازگشتش به فوتبال شده است.

او قول قهرمانی نداد،(چون بلد نیست) اما وعده داد هرچند پرسپولیس تا اینجا ریده ولی تلاش می کند سهمیه قندو شکر لیگ قهرمانان را برای پرسپولیس بدست آورد و البته مقام اول را غیر ممکن ندانست.

روز دوشنبه علی دایی پس از آن جانشین زلاتکو كرانچار شد که مربی قبلی نتوانست رضایت هواداران و مدیریت باشگاه را بدست آورد و تر زد توی پرسپولیس. به نظر می آید تغییر مربی آخرین حربه مدیران باشگاه برای خروج از وضعیت کنونی باشد.

علی دایی در جلسه مطبوعاتی امروز گفت: "کرانچار استاد من است( الکی) و او را به عنوان يک هویج خيلی حرفه‌ای قبول دارم. هدف من از حضور در سوراخسپوليس خدمت سربازی به مردم و جوان‌هايی است كه اين تيم را دوست دارند. همان طور كه پيش از اين گفتم، نمي‌خواستم حالا حالاها به فوتبال برگردم اما پس از صحبت‌هايي كه با كاشاني داشتم به اين نتيجه رسيدم كه در اين تيم خدمت كنم. چون پول خوبی توش هست


دایی چقدر روی نیمکت پرسپولیس می ماند و تر میزند؟

همان طور كه تاكيد كردم هدفم از حضور در پسپوليس خدمت سربازی بوده لذا قرارداد يک و نيم ساله سفيدوسیاهی را با باشگاه پرسپوليس امضا كردم و تمام اختيارات بدرد نخور درباره درج مبلغ قرارداد را به مديريت باشگاه سپردم.

معتقدم هواداران پسپوليس به اندازه كافی شاپ حوصله لازم را دارند و در طول 90 دقيقه مسابقه از تيم‌شان حمايت می‌كنند. ضمن اين كه ما سعی می‌كنيم نتايج لازم و درخور شان اين تيم و نيز خواسته هوادارانش بگيريم. مطمئنا ايجاد يک تعامل خوب بين من و خبرنگاران هم امكان‌پذير (نیست) است.


مربی جدید چه برنامه ایی برای تر زدن دارد؟

"بيشتر از 90 درصد از بازی‌های اين تيم را ديده‌ام. در برخي مسابقات مي‌توانست برنده باشد، اما مقداري كم‌شانس بود. همان طور كه گفتم قصد حضور در فوتبال را نداشتم، اما انگيزه كار در پرسپوليس و پول خوبی که توش هست پس از صحبت با كاشاني باعث شد كه تصميم کبری را بگيرم و خوشحالم جايگوزيدن مربی‌ لاسی چون كرانچار شدم. اين انگيزه می‌تواند باعث شود حداكثر توانم را براي پيشرفت پسپوليس بكار گيرم."


دایی چه قولی داد؟  قول داد زن دایی هم بیاید

"آنهايي كه مرا مي‌شناسند مي‌دانند كه هيچ وقت به دنبال دليل آوردن و بهانه‌جويي نبوده و نيستم چون آدم شاکی و بیخودی هستم. تا پايان فصل برف بازی درخصوص نتايجی كه با اين تيم كسب می كنم و احتمالا تر میزنم بهانه‌جويي نكرده و پاسخگو خواهم بود. زمانیكه فوتبال بازی مي‌كردم و در هر تيمی كه كار كردم هميشه فوتبال تهاجمی و مرده خوری را دوست داشتم و تيم‌هايم را به بازی تخمی و رو به جلو تشويق مي‌كردم اما اكنون تيم‌ها بسيار به هم نزديک شده‌اند و حتی در ديدار با تيمی از انتهای چاه جدول هم لزوما از پيش برنده نخواهيم بود. پسپوليس در اين فصل برف بازی فوتباليست‌هاو آدم برفی های بزرگی در خط  مقدم حمله دارد.

ضمن اينكه برخی از هافبک‌های اين تيم هم قابليت فوروارد را دارند. شايد بتوانيم تا آخر فصل گلها مشكل گلزني پرسپوليس در خط حمله را با آجیل مشکل گشاد حل كنيم.من قول قهرمانی نمی دهم چون نمی توانم. دوران دهه 60 دیگر تمام شده اما سعی می کنم یکی از سهمیه های قندو شکر لیگ قهرمانان را بدست آورم و البته برای قهرمانی حداکثر تلاش خود را خواهیم کرد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 0:49  توسط کمال   | 

باطل شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 21:0  توسط کمال   | 

ما فوتبال دو قطبی نمیخوایم نمیخوایم

   

          کدام ارتش سرخ؟؟؟؟!!!!!  

          کدام نیلوفر آبی؟؟؟؟!!!!!!   

 

هیچ فکر کردی این القاب چگونه نصیب این دو تیم بخت برگشته تهرانی شده؟

هیچ فکر کردی توی شهرستانی چقدر در کسب این القاب توسط این دو تیم نقش داشتی؟

هیچ میدونی برای هر بازی این دو تیم در ورزشگاه آزادی چقدر تماشاگر تهرانی میاد؟

آهای شهرستانی،با توهستم،هنوز نمیخواهی قبول کنی پرسپولیس  بدون حمایت تو رسته هم نیست چه برسه به ارتش؟

هی ایرانی ،هنوز باور نداری استقلال  بدون هواخواهی تو علف هرز هم نیست چه برسه به نیلوفر؟

هنوز نمیخواهین بفهمین علت عقب ماندگی فوتبال ایران دوقطبی بودن آن است؟

چرا یک تیم دسته چهارمی انگلیس با وجود تیمهای معروف در فوتبال جزیره،هوادارانش ازهواداران یک تیم لیگ برتری مملکت ما بیشتره؟

هنوز به این نتیجه نرسیدید که تیم شهرتون به شما نیاز داره؟

یعنی انصافه تیم شهرتون در ورزشگاه خانگی در مقابل این ۲تیم غریبه باشه؟

 هنوز دیر نشده کمی فکر کنید و برای این سوالها جواب پیدا کنید

                                           زنده  باد   تیم  شهرستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 18:0  توسط تیفوسی شمال  | 

برای اونها ننه و برای خودی زن بابا

 

برای اونها ننه و برای خودی زن بابا

 

جوانان و هواداران فوتبالدوست اراکی سالها بود که در حسرت داشتن یک تیم فوتبال در سطح بالای فونبال کشور می سوختند و همیشه در رویاهایشان با خیال داشتن آن تیم زندگی می کردند. ودر همین راستا سالها پیش قبل از بوجود آمدن صنایع اراک کارخانه عظیم و پولساز آلومینیوم اراک با دست و دلبازی مدیریت زمان خود و یا شاید هم اجبار دولتی سالیانه مبلغی در حدود ۲۰۰ میلیون تومان را به دو باشگاه پرسپولیس و استقلال کمک می کرد که در آن زمان مبلغ هنگفتی حساب می شد ولی دریغ از داشتن یک تیم حتی در لیگ ۳ برای فوتبالدوستان اراکی  آری سران صنعت و ورزش هم از هواداری جوانان ایرانی از دوباشگاه بزرگ پایتخت سوءاستفاده می کردند و حق قانونی آنان را به گلوی دو باشگاه فوق می ریختند و جوانان کم ادعا و بی اطلاع شهرستانی هم غرق در رویای آبی بودن و یا قرمز بودن گذران عمر می کردند و دورادور از مسابقات دوتیم محبوبشان که اکثرا هم از صفحه تلوزیون بود لذت می بردند بی آنکه بتوانند حتی به راحتی برای تماشای بازی تیم مثلا محبوبشان به استادیوم بروند. جوانان خامی که عده بسیاری از آنان به جرات می توان گفت حتی یک بار هم تیم مثلا محبوب خود را از نزدیک ندیده اند. اما تهرانیهای همیشه مغرور که شهرستانی ها همیشه به چشم حمال و چوپان و کارگر می نگرند با آسایش و امکانات کامل به استادیوم می روند و از وقت خود لذت می برند بی آنکه دغدغه مالی ویا سقوط تیمشان را داشته باشند.

اما در شهرستانها خیلی از فوتبالدوستان حسرت می کشند تا که تیمی در لیگ ۲ ویا ۳ داشته باشند و بتوانند در جام حذفی با یکی از دو تیم سرخابی همگروه شوند و به آرزوی واهی خود برسند خو من نیز چنین  رویایی داشتم ولی دیگر با خون دلهایی که برای تیم شهرم خوردم چنین رویایی ندارم وبدا به حال جوانانی که چنین حسرتی می کشند و لی خب چه می شود کرد این از کودکی در خونشان نهفته می شود.

به هرحال اراکی ها چند سال پیش صاحب تیم شدند و این تیم سه سال پیش به شرکت آلومینیوم رسید که فقط دوسال تیمداری کردو در سال دوم تیم داری می رفت که آرزوی اراکی ها برآورده شود اما ای که دریغا و دریغا و دریغآ شرکت آلومینیوم تقریبا خصوصی شدو بخش خصوصی گفت که ما آمدیم جلوی ضررو بدهی را بگیریم انگار داشتند با بودجه ورزش قمار بازی می کردند که گفتند می خواهیم جلوی ضرر را بگیریم ولی من شک ندارم همین بخش خصوصی فردا اگر کوچکترین اشاره ای از طرف دولت برای کمک به دوتیم سرخابی دریافت کند پول که تقدیم می کنند هیچ تا خود پایتخت را پا برهنه می دوند تا پول را به دست باشگاه برسانند و مطمئنا برای چاپلوسی و پاچه خواری وترس اما به جوانان این شهر می گویند نه ضرر میکنیم یا آن کارگران احمقی که در کارخانه آلومینیوم اراک همه دزدی ها و کاستی را ول کردندو لنگ پشه کوره (ورزش بدبخت) را گرفتند و گفتند ما هرچی بدبختی در زندگی داریم از بودجه ایست که برای ورزش می شود انگار از جیب پدر آنها بودجه ورزش را می دادند. خب بخش خصوصی هم که دنبال بهانه می گشت سریع گل را گرفت و ورزش قهرمانی در اراک را به خاک سپرد

حالا دوست دارم ببینم این کارگران و بخش خصوصی چه قدرتی در مقابل دستور دولت و مجلس در جهت کمک کارخانه به دو تیم سرخابی اگر روزی اتفاق بیفتد دارند؟؟؟

                              و مطمئنااااااااااااا هیــــــــــــچ

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 5:6  توسط کمال   | 

وقت متحد شدن

     همه در یک جبهه بر علیه یک دشمن

وقت متحد شدن

(موفقیت تیمهای شهرستانی موفقیت همه ما هست چون ما منافع مشترک زیادی داریم)

چرا بعضی از ما شهرستانی طرفداری از دو تیم مغرور تهرانی میکنیم.آیا تا حالا شما یک تهرانی رو دیدید که طرفدار تیم شهر ما باشه ؟

 باید همه طرفدار تیم شهر خودشون باشند و حمایت کنند مهم نیست در چه سطحی و چه لیگی بازی میکند(حتی لیگ 3).اینو فوتبال حرفه ای میگه!

یه سوال :شما با شنیدم اسم تیم های سایپا- صبا -راه اهن -استیل آذین-پیکان و... تو ذهنتون چیو مجسم میکنید.(تیم هایی که اصلا لیاقت لیگ 2 رو هم ندارن)

و با شنیدن اسم تیم های دسته اولی و دومی .شن سا اراک(آلومینیوم سابق)نساجی مازندران--سپید رود-- نفت آبادان ووووو...(تیم هایی مظلومی که که واقعا حقشون لیگ برتره و مورد بی توجهی مسولین!)

 مشکل اینجاست که شیرازی ها ، مشهدی ها ، خوزستانی ها ، و حتی و اصفهانی ها طرفدارهای آن دو تیم می شوند تا حق تیم شهرشان را بخورند!

 

مشکل فوتبال ایران این است که تماشاگرانش مختص دو تیم هستند (یعنی مجبورشون میکنند)

به دنیا که می آیند می گویند استقلالی هستی یا پرسپولیسی

همه جا صحبت از آن دو تیم نازپرورده ی پایتخت است .

دو تیمی که خود ما شهرستانی ها بهشون شخصیت دادیم.

ایا تیم استقلال و پیروزی(پرسپولیس) با پول مردم اداره نمیشه (بیت المال) پولی که از بودجه ورزش کشور داده میشه(مگه ما آدم نیستیم)و ما هم درش حقی نداریم.8 میلیارد خرج لنگی ها میکنند !ولی تیم های ما هر سال باید از منحل شدن  تعلیقی و....حراسان باشند.همین تیم که اینقدر خرجش میشه از زمین آسمون حمایت میشه توی لیگ برتر فقط برای سهمیه آسیا با تیم هایی که بودجشون نصف اونا هم نیست میجنگن و به اون هم نمیرسن واگر هم برسن میرن از تیم های عربی 5 تا 5تا نوش جان میکنند.

زنده باد تیم های شهرستانی و مرگ تمامی کسانی که این تیم های مظلوم رو بهانه کردن تا به هدف واقعیشون یعنی کیسه و لنگی برسن .

 

شهرستانيايي كه شهرشون تيم داره ولي بازم طرفداري از استقلال و پرسپوليس ميكنند واقعا آدماي بدبختي هستن كه عقده قهرماني دارن!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 3:15  توسط کمال   | 

پرسپولیسی لنگی تیمت شده کلنگی

        پرسپولیسی لنگی

 

تیمت شده کلنـگی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 0:28  توسط کمال   | 

استقلا سگ لال سرور سطل آشغال

 استقلال ســـگ لال

 

سرور سطل آشغال

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 0:22  توسط کمال   |